۱۶ شهریور

بیم و مدیریت چابک پروژه

چکیده

        انحراف از مدت زمان اجرای پروژه ها تبعات مالی سنگینی برای کارفرما (دولت ) و در نهایت برای مردم خواهد داشت .طولانی شدن دوره ساخت بیشتر پروژه های عمرانی بزرگ در ایران باعث گردید که اجرای چابک سازی در برخی موارد گریز ناپذیر باشد .اجرای مدیریت چابک علاوه بر شناسایی روش ها و استانداردهای آن مسلتزم بکار گیری فناوری های نوین در مدیریت پروژه است .لذا با ورود مفهوم جدید مدل سازی اطلاعات ساختمان در پروژه ها، چابک سازی به نحوه شایسته ای تحت تاثیر بیم قرار گرفته تا جایی که این دو لازمه این هستند که بگوییم یک پروژه به صورت چابک هدایت می شود . در همین راستا تلاشهای زیادی برای بهبود بهروری ساخت و ساز صورت گرفته است از جمله این ابتکارات می توان به روش تولید ناب ،مدیریت یکپارچه پروژه IPM ، تحویل یکپارچه پروژه IPD  اشاره کرد .این رویکرد ها همانند متد چابک چیزهای زیادی برای آموختن دارند و بسیاری از قواعد اصلی آنها با هم مشترک است .در این مقاله به رابطه ای که بین بیم و مدیریت چابک پروژه است پرداخته ایم و با تعریف هر کدام از آنها به این نتیجه رسیده ایم که بیم یکی از ملزومات امروز برای مدیریت چابک پروژه ها است .

کلمات کلیدی

مدیریت چابک، BIM ، چابک سازی، مدل سازی

مقدمه

با پیچیده تر شدن پروژه ها لزوم بکار گیری فناوری و افرادی که با فناوری آشنایی دارند بیشتر و بیشتر می شود .در این میان شرکت ها و سازمان های پروژه محور برای بهبود روند پیاده سازی فرآیند های مدیریتی خود در پروژه ها از ابزار ها و امکانات ، روش ها و تکنیک های مختلفی استفاده کرده و بعضا می بینیم که در برخی موارد تجربه هایی منحصر به فردی بدست می آورند که می تواند الگوی مناسبی برای سایر شرکت ها و سازمان ها در مدیریت باشد .

در حال حاضر و با توجه به اینکه روند پیش روی مدیریت ، در سازمان های پروژه محور به سمتی پیش می­رود که استفاده از متد های چابک در مدیریت اجتناب ناپذیر است لزوم شناخت روش های مدیریت چابک از اصول اساسی در حوزه مدیریت بشمار می­رود .و به جرائت می توان گفت که سازمان ها و یا شرکت هایی که در این زمینه تکاپوی لازم را نداشته و همچنان مسر به مدیریت با روش های سنتی هستند در آینده ای نه چندان دور از قافله رقابت عقب مانده و محکوم به شکست خواهند بود .

بر این اساس تسلط بر روش ها و متدولوژی های مدیریت چابک از اصول اساسی برای مدیریت صحیح و رو به جلو قلمداد می­شود و باید نگاه درست،مهندسی شده و آینده نگری به آن داشت .در همین راستا و برای شناسایی این روش ها به همراه ابزارهای آنها به بررسی پیوند مفهوم مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و مدیریت چابک می­پردازیم و بررسی خواهیم کرد که چگونه این دو مورد می توانند به ما در روند مدیریت کمک کنند .

مدل سازی اطلاعات ساختمان چیست ؟

امروزه مدل‌سازی اطلاعات ساختمان کاربرد گسترده‌ای از طراحی و ساخت تا بهره‌برداری و حتی مرحله تخریب ساختمان‌ها پیدا کرده‌است. این فناوری با نمایش دیجیتال خصوصیات ساختمان، مدیرپروژه و ذینفعان را در هرمرحله برای تصمیم‌گیری درست یاری می‌کند.

ما از قبل می‌دانیم که در روش مرسوم مدیریت ساخت، از یک سو نقشه‌ها و مشخصات به صورت جداگانه ارائه می‌گردند و از سوی دیگر نقشه‌های اجرایی گروه‌های مختلف طراحی، به صورت جداگانه ولی هماهنگ با یکدیگر تهیه می‌شوند. مشکلات این روش بر همگان آشکار بوده و شاید برخی از بدترین آن‌ها عدم هماهنگی‌ها، اشتباهات و دوباره کاری‌ها باشد که نهایتاً علاوه بر بالا بردن هزینه ساخت، منجر به پایین آمدن کیفیت کار می‌گردد. یکی از هیجان انگیزترین پیشرفت‌های اخیر در زمینه مدیریت ساخت، معرفی تکنولوژی «مدل‌سازی اطلاعات ساختمان» یا به اختصار BIM می‌باشد.

بیم یک نرم افزار نیست بلکه مجموعه ای از افراد و نرم افزارهاست که در کنار هم بیم را تشکیل می دهند .با بیم می توانیم پا را فراتر از گذشته گذاشته و مدل سازی ساخت را در ابعاد بیشتری مورد بررسی قرار دهیم .اگر تا دیروز با ابزاری مانند اتوکد می توانستیم ساختمان ها را در سه بعد ترسیم کنیم امروزه با بیم می توانیم ابعاد دیگر را همزمان با هم داشته باشیم مثل هزینه ،کیفیت و از همه مهمتر زمان که یکی از اساسی ترین ابعاد در مدیریت ساخت می باشد .

 با ورود بیم به حوزه مدیریت پروژه ها قادر خواهیم بود پروژه های با پیچیدگی بالاتر را مدیریت کرده و به سرانجام برسانیم .اما قضیه به همین جا ختم نمی شود بلکه همواره آنچه که تعیین کننده موفقیت و عدم موفقیت یک پروژه است، روش های مدیریت آن است .در این راستا اگر مدیریت پروژه با متدهای  مدیریت چابک همراه شود می توان گفت از مرحله مدیریت سنتی پروژه خارج شده و به سمت مدیریت مدرن حرکت کرده ایم. .

به عبارتی می توان گفت بیم بخشی از مدیریت چابک است ویا ابزاری است که مدیریت چابک به آن نیازمند است . طبق اصول و فنون مدیریت چابک ما باید روند ساخت یک محصول را به نحوی پیش ببریم که قبل از صرف هزینه کامل بتوانیم نمونه کم هزینه تر و در عین حال قابل لمس را برای کارفرما بسازیم و در همین مرحله تاییدیه لازم را برای اجرای اصلی از کارفرما داشته باشیم .

در حال حاضر با پیوند بیم و مدیریت چابک این کار برای ما شدنی است و به راحتی می توانیم از این پیوند برای پیشبرد پروژه ها در راستای مثلث هزینه –زمان و کیفیت استفاده کرده و هر سه مورد را تا جای ممکن در بهترین سطح به کارفرما و ذینفعان تحویل دهیم.

مدیریت چابک چیست ؟

مفهوم چابک سازی در مدیریت از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی در حوزه مدیریت صنعتی ظهور پیدا کرد .در تعریفی بسیار کوتاه می توان گفت چابکی توانایی واکنش سریع به تغییرات است .تغییر در پروژه و مدیریت آنها چالشی است که همیشه پروژه های مختلف را با بحران مواجه کرده و باعث شده که پروژه ها حتی در مواردی با شکست مواجه شوند.چابکی ترجمه خوبی از واژه AGILE  است .این معنی بخوبی گویای منظور ما از این واژه است و می توان گفت همان حس سرعت و تیز بودن را در ما تداعی می کند .(خزاعی, ۱۳۹۲)(نادر, ۱۳۹۶)

مدیریت چابک عمر زیادی در حوزه ساخت و پروژه های عمرانی  ندارد بنابراین این حوزه از کمبود تجربه پیاده سازی آن رنج می برد و تعداد پروژه هایی که در دنیا با این شیوه مدیریت شده و به نتیجه رسیده اند یا بسیار کم هستند و یا مستند سازی آنها به اندازه ای نبوده که سایرین هم بتوانند از تجربیات آنها استفاده کنند .اما این متد در حوزه IT  سابقه تقریبا طولانی دارد و می توان گفت که پایه اصلی و ابتدائی چنین تفکری در مدیریت در این حوزه گذاشته شده و به تدریج در همه حوزه ها تسری پیدا کرده .(چن, ۲۰۰۷)

از اواخر قرن نوزدهم میلادی متخصصان صنعتی مشاهده کردند که نرخ افزایش تغییرات از توانایی شرکت های سنتی برای تطابق با آنها بسیار سریعتر است و این ناتوانی در تطبیق با شرایط ممکن بود باعث ورشکستگی آنها شود .لذا مدیریت پروژه در جهتی حرکت کرد تا بتواند این توانایی و تطابق با تغییرات را افزایش دهد و راهکاری مناسب برای شرکت های پروژه محور پیدا کند .(چن, ۲۰۰۷)

برای مثال شرکت فورد در سال ۱۹۱۳ تولید خود را که پیش از این با ابزار و آلات ساده انجام می گرفت با کارخانه ای جدید در هایلینزپارک دیترویت با خط متحرک منتاژ عوض کرد .این شرکت طی مقاله ای در سال های بعد اصطلاح تولید انبوه خود را مطرح کرد و سیستم ابداعی خود را تولید انبوه نام نهاد .دیگران این شیوه را فوردیسم نامیدند .(چن, ۲۰۰۷)

پس از فورد سهامداران تویوتا با سفر به امریکا شیوه تولید انبوه  فورد را مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که این متد برای تویوتا مناسب نیست بنابراین طرح تولید ناب را مطرح کردند و در  سال ۱۹۹۱ در کنفرانسی که در دانشگاه لی های به نام استراتژی های تولید برای قرن ۲۱ برگزار شد واژه تولید چابک را مطرح کردند .بعضی از نظریه پردازان تولید چابک را یک سیستم می دانند که به چند نمونه اشاره می کنم :(ترانه, ۱۳۹۶)

کوئین تانا (۱۹۹۸) : یک سیستم تولیدی که علاوه بر تولید محصولات متنوع و کارا قابلیت سازگاری (تطبیق ) با تغییرات در طراحی و ترکیب محصولات و شکل دهی مجدد را داشته باشد .(اون, ۲۰۰۶)

هوپر و همکارانش (۲۰۰۱) :یک سیستم تولیدی با توانمندی های فوق العاده جهت ارضای نیازهای متغییر بازار است .چنین سیستمی می تواند مدل های خود را با نیاز ها و خواسته های مشتریان به صورت واقعی و به موقع پاسخگو باشد .(اون, ۲۰۰۶)

نتیجه گیری

  • نتیجه گیری

با تعاریفی که از مدیریت پروژه چابک و بیم داشتیم پر واضح است که درگیری تنگاتنگی بین بیم و مفهوم مدیریت چابک وجود دارد .از یک طرف پروژه ها پیچیده تر شده اند و از طرف دیگر نیاز به این دارند که هر چه سریعتر و در مدت زمان برنامه ریزی شده به اتمام برسند . همین موضوع پای فناوری (بیم) را ناخواسته و به اجبار به پروژه ها باز کرده و راهی جز پیوند این دو با هم وجود ندارد .امروزه اگر از بیم در مدیریت پروژه ها بهره نبریم بسیار سخت خواهد بود که به مفهوم مدیریت چابک نزدیک بشویم .

در همین راستا به نظر می رسد هرچه پروژه ها را به سمت مدل سازی اطلاعات ساختمان سوق دهیم به همان اندازه در محمل مدیریت چابک پروژه پیش رفته ایم .این پیوند هر چقدر دامنه گسترده تری در پروژه داشته باشد ما را به رهبری مثلث هزینه زمان و کیفیت نزدیکتر می کند .وجود بیم در پروژه ها زبان مشترک کارفرما و پیمانکار را روان تر کرده و میراثی را به جا می گذارد که بهره برداران آینده هم به راحتی می توانند با محصول بیم در بهر برداری و تعمیر و نگهداری پروژه کیفیت زمان و هزینه را به ترتیب افزایش ،کاهش و کاهش دهند .

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.